کابوس شب های من غرق شدن لحظه به لحظه ی تو در باتلاقی است به نام آغوش..!
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
دیگر این دست ها برای من نیستند وقتی رهایشان می کنم و کسی که می گیردشان آنی که باید باشد، نیســـــــت! + تو با عزرائیل فرق داری؟
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
اغوشی که برای همه باز است همان بهتر که اسمش خیابانی باشد.. + روحی خسته ام!
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
داشتم مخفیانه توییتر چند نفر که ازشون بدم میاد (!) رو چک میکردم. آخه چند وقت پیش هردوشون پشت سرم حرف زده بودن میخواستم ببینم قائله خوابیده یا نه... دیدم خبری نیس خدارو شکر :)) ولی انصافا عکسایی که میذارن... پستایی که میذارن... اه چقد حال بهم زنید شماها! اصن چطور میتونه یه آدم اینطوری زندگی کنه! دقیقا بی مسئولیت ترین آدمای دانشکده رو تو یه عکس کنار هم دیدم! چقدر حالت تهوع بهم دست میده از دیدن این افراد :| بابا گورتون رو گم کنید برید دیگه :|
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری
برچسب:
نویسنده: پارسا جعفری